ژول ورن ماموریت «آرتمیس» را پیشبینی کرده بود!
ژول ورن تقریبا ۱۶۰ سال پیش ماموریت آرتمیس ۲ ناسا به ماه را پیشبینی کرده است.
رمانهای «از زمین تا ماه» و «به دور ماه» اثر ژول ورن که در دهه ۱۸۶۰ نوشته شدند، در زمان خود آثاری کاملا تخیلی و جسورانه به شمار میرفتند؛ اما داستانی را روایت میکنند که امروز به طرز شگفتانگیزی آشنا به نظر میرسد: سه فضانورد درون یک کپسول مخروطیشکل که در مسیری بازگشتپذیر به دور ماه سفر میکنند.
به نقل از اسپیس، راب ناویاس، گزارشگر ناسا، هنگام فرود ایمن فضاپیمای «اینتگریتی» مأموریت آرتمیس ۲ در اقیانوس آرام در ماه آوریل گفت: از صفحات کتابهای ژول ورن تا یک مأموریت مدرن به ماه، فصل تازهای از اکتشاف همسایه آسمانی ما به پایان رسیده است.
شباهت میان پروفایل ماموریت آرتمیس ۲ و سفری که این نویسنده فرانسوی در میانه قرن نوزدهم توصیف کرده، واقعا چشمگیر است. در زمانی که همعصران او درباره سفرهای خیالی با بالن به سیارات دیگر مینوشتند، ژول ورن به شکلی واقعگرایانه به مفاهیمی مانند سرعت گریز، مانورهای گرانشی و روشنکردن موتور برای اصلاح مسیر پرداخت. البته او اشتباهاتی هم داشت؛ برخی از آنها برای خواننده امروزی خندهدار به نظر میرسند. اما بسیاری از جنبههای داستانهایش به شکلی عجیب، مأموریتهای فضایی واقعی را پیشبینی کرده بودند؛ مأموریتهایی که هنوز بیش از یک قرن با زمان او فاصله داشتند.
ورن که اغلب از او به عنوان پدر داستانهای علمیتخیلی یاد میشود، درباره سفرهای خارقالعاده با وسایل نقلیهای نوشت که هنوز وجود نداشتند؛ مانند زیردریایی در رمان «بیست هزار فرسنگ زیر دریا». او همچنین خوانندگان را به مناطق ناشناختهای برد؛ مانند «سفر به مرکز زمین».
![]()
چهارمین رمان ورن با عنوان «از زمین تا ماه» در سال ۱۸۶۵ منتشر شد. فصلهای آغازین این کتاب، با طنزی تلخ، روایت میکنند که چگونه اعضای «باشگاه توپخانه بالتیمور» پس از پایان جنگ داخلی آمریکا، جنگی که هنگام نگارش کتاب هنوز ادامه داشت، دیگر کاربردی برای مهارتهای بالستیکی خود نمیبینند.
ایمپی باربیکن، رئیس باشگاه، راهحل تازهای پیشنهاد میکند: شروع کردم به این فکر کردن که آیا با یک توپ به اندازه کافی بزرگ، میتوان پرتابهای را به سوی ماه شلیک کرد؟
ورن شیفته اعداد، واقعیتها و محاسبات بود. او ریاضیات و علم پشت توپ ۹۰۰ فوتی (۲۷۴ متری) باربیکن، که «کلمبیاد» نام داشت، و همچنین مسیر حرکت پرتابه آن را با جزئیات فراوان توضیح میدهد.
استدلال او درباره محل استقرار «کلمبیاد» آن قدر منطقی بود که دههها بعد ناسا نیز از همان اصل استفاده کرد. پرتاب از نزدیکترین نقطه ممکن به خط استوا برای بهره بردن از سرعت چرخش زمین. ورن منطقهای نزدیک فورت مایرز را انتخاب کرد؛ در سمت مقابل شبهجزیره فلوریدا نسبت به کیپ کاناورال، اما تقریبا در عرض جغرافیایی مشابه.
در ادامه «از زمین تا ماه»، ماجراجوی فرانسوی، میشل آردان، داوطلب میشود تا سرنشین پرتابه توخالی «کلمبیاد» باشد. باربیکن و رقیبش، کاپیتان نیکول، نیز خیلی زود تصمیم میگیرند به او بپیوندند.
اما اینجاست که نخستین مشکل بزرگ در چشمانداز ورن آشکار میشود. برخلاف موشک که طی چند دقیقه به سرعت گریز از زمین میرسد و خدمه آن تنها تحت شتابی شدید اما قابل تحمل قرار میگیرند، پرتابهای که از یک توپ شلیک میشود، تقریبا به صورت آنی شتاب میگیرد. در واقع باربیکن، نیکول و آردان باید در همان لحظه به تودهای از گوشت لهشده تبدیل میشدند.
با این حال، در داستان، پرتاب با موفقیت انجام میشود و رمان «به دور ماه» که چهار سال بعد، در سال ۱۸۶۹ منتشر شد، ادامه ماجرا را روایت میکند.
به جای آنکه پرتابه مستقیما به ماه برخورد کند، همان طور که باربیکن با بیاحتیاطی قصد داشت، مشخص میشود که در یک مسیر بازگشتی آزاد قرار گرفته و به دور سمت پنهان ماه گردش میکند.
برخی جزئیات این روایت، امروز سادهلوحانه و دوستداشتنی به نظر میرسند. هرچند ورن برای مسافران خود دستگاههای شیمیایی تولید اکسیژن و جذب دیاکسیدکربن در نظر گرفته بود، اما هیچ نگرانی درباره بازکردن پنجرههای کپسول نداشت؛ البته به شرط آنکه این کار سریع انجام شود!
![]()
فضای داخلی پرتابه نیز جادار و مجلل است و بیشتر به یک اتاق مطالعه ویکتوریایی شباهت دارد. سرنشینان آن غذاهای لذیذ و شرابهای مرغوب میخورند؛ تصویری که تفاوت زیادی با جیرههای غذایی بازآبرسانی شدهای دارد که رید وایزمن و همکارانش در آرتمیس ۲ مصرف کردند.
ورن همچنین بیشتر اوقات، خدمه خود را تحت تأثیر نیروی گرانش و چسبیده به کف کپسول نشان میدهد. او به اشتباه تصور میکرد که بیوزنی فقط در «نقطه خنثی» رخ میدهد؛ جایی که کشش گرانشی زمین و ماه با یکدیگر برابر است.
با این حال، شگفتانگیز است که او توانسته بود مفهوم بی وزنی را در زمانی تصور کند که انسانها هیچ تجربه مستقیمی از آن نداشتند؛ مگر شاید در چند ثانیه کوتاه هنگام سقوط یک آسانسور ایمنی که به تازگی اختراع شده بود.
باربیکن، نیکول و آردان، همانند خدمه آرتمیس ۲، با اشتیاق سطح ماه را در طول سفر مشاهده میکنند. در توصیف این مشاهدات، ورن عمدتا به رصدهای واقعی زمینی تکیه کرده بود؛ اطلاعاتی که با دقت فراوان در کتابخانههای پاریس گردآوری کرده بود.
اما هنگامی که فضاپیمای آنها از سمت تاریک ماه عبور میکند؛ جایی که «در پردهای از عمیقترین تاریکی فرو رفته بود»، آنها در دوردست نوری آتشین مشاهده میکنند.
![]()
این جرقه اسرارآمیز در سیاهی شب ماه، احتمالا بسیار شبیه همان چیزی بوده که وایزمن و همکارانش هنگام مشاهده برخورد ریزشهابسنگها در سمت تاریک ماه دیدند. کسانی که پخش زنده آرتمیس ۲ را دنبال کردند، شاید به یاد داشته باشند که اعضای اتاق ارزیابی علمی (SER) از خوشحالی به هوا پریدند وقتی فضانوردان گزارش این درخششها را دادند.
مطابق دانش علمی زمان خود، که دهانههای ماه را آتشفشانی میدانست، ورن این نور چشمکزن را به فوران آتشفشان نسبت میدهد. اما تنها چند صفحه بعد، کپسول او با یک شهابسنگ برخورد نزدیک پیدا میکند که در مجاورت آن منفجر میشود.
او مینویسد: هزاران قطعه درخشان در همه جهات اطراف آنها پرواز میکردند.
تنها میتوان تصور کرد که اعضای اتاق ارزیابی علمی ناسا در صورت مشاهده چنین صحنهای چه واکنشی نشان میدادند.
وقتی کپسول داستانی برای بار دوم به نقطه تعادل گرانشی نزدیک میشود، خدمه نگران میشوند که برای همیشه در آنجا گرفتار شوند. در یکی دیگر از پیشبینیهای آیندهنگرانه ورن، شخصیتهای او تلاش میکنند با استفاده از موشکها، یک مانور اصلاح مسیر انجام دهند. این تلاش شکست میخورد، اما کپسول همچنان آنقدر اینرسی دارد که دوباره تحت کشش زمین قرار گیرد.
باربیکن، نیکول و آردان در نهایت در اقیانوس آرام فرود میآیند؛ هرچند باز هم به شکلی معجزهآسا از ضربه عظیم فرود جان سالم به در میبرند، زیرا کپسول آنها هیچ چتری ندارد.

آنها سرانجام توسط نیروی دریایی آمریکا نجات داده میشوند؛ اتفاقی که شباهت زیادی به بازیابی فضانوردان مأموریتهای آپولو و آرتمیس دارد. فصلهای پایانی «به دور ماه» نشان میدهد که این سه نفر در شهرهای مختلف آمریکا با استقبال باشکوه مردم روبهرو میشوند؛ پیشدرآمدی دیگر بر استقبالهایی که بعدها از فضانوردان واقعی مأموریتهای ماه صورت گرفت.
نیل آرمسترانگ در سال ۱۹۶۹ و در مسیر بازگشت مأموریت آپولو ۱۱ گفت: صد سال پیش، ژول ورن کتابی درباره سفر به ماه نوشت. فضاپیمای او، کلمبیا، از فلوریدا پرتاب شد و پس از سفر به ماه در اقیانوس آرام فرود آمد. اکنون، نزدیک به ۶۰ سال پس از سخنان آرمسترانگ و حدود ۱۶۰ سال پس از انتشار نخستین این رمانها، سفرهای فضایی خیالی ژول ورن همچنان در مأموریتهای واقعی بشر به نزدیکترین همسایه آسمانی زمین به یاد میآیند.
نظر شما