با کودکان منزوی چگونه صحبت کنیم؟
به گفته یک روانشناس این تصور که "کودک منزوی و طردشده حتماً خودش مشکلی دارد"، بزرگترین خطای بزرگترهاست؛ چرا که نگاهی به ریشههای طرد کودکان نشان میدهد که دیوارهای انزوا چگونه با بیتوجهی خانوادهها، قضاوت همسالان و هنجارهای غلط جامعه، آجر به آجر ساخته میشوند.
لعیا خواجهمهدی، با بیان اینکه کودک طردشده کودکی است که بهطور مداوم یا معنادار احساس میکند از سوی افراد مهم زندگیاش پذیرفته و دیده نمیشود، جایی در جمع ندارد یا نیازهای او به محبت، صمیمیت و دیگر نیازهای اساسی نادیده گرفته میشود افزود: این طّرد میتواند از سوی خانواده، همسالان، مدرسه و حتی در سطحی گستردهتر از جانب جامعه رخ دهد. البته طردشدگی صرفا به این معنا نیست که کودک یک روز به بازی دوستانش راه داده نشود؛ آنچه از نظر روانشناختی اهمیت دارد تکرار، شدت و برداشتی است که کودک از این تجربه برای خود میسازد.
بهتر است هر کودکی را که یکبار از جمع کنار گذاشته شده، «کودک طردشده» ننامیم و به تداوم و معنای تجربه او توجه کنیم. ممکن است کودکی یکبار در بازی پذیرفته نشود و بهراحتی از آن عبور کند، اما اگر مدام پیام کنار گذاشتهشدن دریافت کند، احتمال بیشتری دارد که آن را وارد تصویر ذهنی خود کند.
وی با اشاره به اهمیت طرحوارهها، اظهار کرد: تجربههای تکرارشونده میتوانند بهتدریج به باورهایی عمیق درباره «من کی هستم» و «دیگران با من چگونه رفتار میکنند» تبدیل شوند. برای مثال، کودکی که دائما با خواهر یا برادرش مقایسه میشود، در خانه با بیتوجهی عاطفی روبهروست یا در مدرسه بهدلیل ظاهر، شرایط خانوادگی، تفاوت فرهنگی یا ویژگیهای رفتاری مورد تمسخر قرار میگیرد، ممکن است به این باور برسد که «من جایی در جمع ندارم».
موقعیتهای زمینهساز طرد کودک
خواجهمهدی افزود: طردشدگی میتواند در شرایطی مانند طلاق یا تعارض شدید والدین، مقایسه مداوم با خواهر و برادر، بیتوجهی عاطفی، قلدری و تمسخر در مدرسه، تفاوتهای ظاهری، معلولیت، مشکلات اقتصادی خانواده، تفاوتهای رفتاری یا یادگیری و حتی مهاجرت و تفاوتهای فرهنگی رخ دهد. پژوهشها نشان میدهند طرد از سوی همسالان تنها ناشی از ویژگیهای خود کودک نیست و فضای اجتماعی و هنجارهای گروه نیز در شکلگیری آن نقش دارند.
وی به بیان مهمترین دلایل طرد کودکان از سوی خانواده، همسالان یا جامعه پرداخت و گفت: علتها را نمیتوان فقط در خود کودک جستوجو کرد. یکی از اشتباهات رایج این است که وقتی کودکی طرد میشود، بگوییم حتما خودش مشکلی دارد. در خانواده عواملی مثل تبعیض بین فرزندان، مقایسه، انتقاد و تحقیر مداوم، بیتوجهی عاطفی، خشونت و این تصور که کودک «دردسرساز» یا «مایه شرمندگی» است، میتوانند احساس طردشدگی ایجاد کنند.
در میان همسالان عواملی مانند تفاوت ظاهری، مشکلات ارتباطی، کمرویی شدید، پرخاشگری، ناتوانی یا نیازهای آموزشی خاص، وضعیت اقتصادی، تفاوت فرهنگی و همچنین قلدری میتوانند نقش داشته باشند. البته این ویژگیها به خودی خود باعث طردشدگی نمیشوند؛ واکنش محیط به تفاوت کودک بسیار مهم است.
این روانشناس ادامه داد: از طرف دیگر، گروه همسالان هم ممکن است براساس هنجارهای خودش فردی را «متفاوت» تعریف کند، بنابراین باید مراقب باشیم طردشدگی را به نقص یا مشکل شخصی کودک تقلیل ندهیم.
خواجهمهدی با بیان اینکه طرد شدن چه تاثیری بر احساس امنیت و اعتماد کودک میگذارد، تصریح کرد: کودک برای رشد سالم نیاز دارد احساس کند «من جایی در این دنیا دارم و آدمهای مهم زندگیام قابل اعتماد هستند»، وقتی کودک به شکل مکرر طرد میشود، ممکن است این احساس امنیت آسیب ببیند.برای مثال ممکن است کودک به این نتیجه برسد که من دوستداشتنی نیستم، هر کسی که به من نزدیک شود، آخرش من را ترک میکند یا برای پذیرفتهشدن باید خودم را تغییر بدهم. در نظریه دلبستگی، تجربههای مکرر رابطه با مراقبان میتوانند به شکلگیری الگوهایی درباره خود و دیگران منجر شوند.
وی در ادامه با اشاره به اینکه پژوهشهای جدید نیز نشان دادهاند که تجربههای نامناسب مراقبتی در کودکی با افزایش دلبستگی اضطرابی و اجتنابی در بزرگسالی ارتباط دارند، گفت: البته این به این معنا نیست که هر کودکی که طرد شده حتما دلبستگی ناایمن پیدا میکند. وجود یک رابطه حمایتگر دیگر، مداخلات روانشناختی و تجربههای مثبت بعدی میتوانند مسیر رشد را تغییر دهند.
نشانههای روانی و رفتاری کودک طرد شده
خواجهمهدی با بیان اینکه نشانههای روانی و رفتاری کودک طرد شده چگونه خود را نشان میدهد، اظهار کرد: نشانهها بسیار متنوعاند و ممکن است دو کودک کاملا واکنش متفاوتی نشان دهند. بعضی کودکان بیشتر به سمت درونریزی میروند؛ یعنی غمگین، مضطرب، منزوی یا کمحرف میشوند و اعتمادبهنفسشان کاهش پیدا میکند.
بعضی دیگر واکنش برونریز نشان میدهند؛ مثلا پرخاشگر و زود عصبانی میشوند یا با رفتارهای مقابلهای تلاش میکنند جایگاه خودشان را در جمع به دست بیاورند. کاهش مشارکت اجتماعی، ترس از رفتن به مدرسه، حساسیت شدید نسبت به نظر دیگران، احساس تنهایی، افت انگیزه، تغییرات ناگهانی در عملکرد تحصیلی و گاهی شکایتهای جسمانی بدون علت پزشکی واضح هم میتوانند زنگ هشدار باشند، اما یک نکته مهم این است که هیچکدام از این نشانهها به تنهایی تشخیص طردشدگی نیستند. باید تغییر رفتار کودک، سابقه او و شرایط محیطیاش را در کنار هم بررسی کرد.
به گفته وی انزوا، پرخاشگری یا افت تحصیلی میتواند نشانه تجربه طردشدگی باشد، اما نباید این نشانهها را بهصورت قطعی معادل طردشدگی دانست. در برخی کودکان، طردشدن باعث کنارهگیری میشود؛ کودک ترجیح میدهد وارد جمع نشود چون احتمال طرد دوباره برایش اضطرابآور است. در برخی دیگر، کودک بهشکل پرخاشگرانه واکنش نشان میدهد؛ یعنی قبل از اینکه دوباره طرد شود، خودش حالت دفاعی یا تهاجمی پیدا میکند. از طرف دیگر، طردشدگی میتواند با افت عملکرد تحصیلی همراه باشد، بنابراین اگر کودکی که قبلا عملکرد مناسبی داشته ناگهان منزوی، پرخاشگر یا از نظر تحصیلی افتکرده شده، بهتر است فقط به او برچسب «تنبل» یا «ناسازگار» نزنیم و بررسی کنیم که در روابطش چه اتفاقی افتاده است.
نقش خانواده در پیشگیری از احساس طردشدگی کودک
این روانشناس با بیان این موضوع که نقش خانواده در پیشگیری از احساس طردشدگی کودک چیست و والدین چگونه میتوانند بدون سرزنش درباره تجربه طردشدگی با کودک صحبت کنند، گفت: اولین نقش خانواده این است که کودک در خانه تجربه کند که ارزشمند بودنش وابسته به عملکرد، ظاهر، نمره یا تایید دیگران نیست.والدین باید فضایی ایجاد کنند که کودک بتواند درباره اتفاقات مدرسه و روابطش صحبت کند، بدون اینکه بلافاصله مورد قضاوت یا نصیحت قرار بگیرد. مثلاً به جای اینکه بگوییم باز چی کار کردی که بچهها دوستت ندارن؟، بهتر است بگوییم «به نظر میآید این اتفاق خیلی ناراحتت کرده. میخوای برام بگی دقیقاً چی شد یا به جای اینقدر حساس نباش بگوییم میفهمم که وقتی بقیه تو را وارد بازی نکردند، احتمالا احساس بدی داشتی».
خواجهمهدی در پایان گفت: این نوع گفتوگو به معنای تایید تمام برداشتهای کودک نیست؛ بلکه یعنی اول احساس او را میبینیم و بعد به او کمک میکنیم واقعیت را بررسی و برای مسئله راه حل پیدا کند. والدین به خاطر داشته باشند کودکان به شدت خودمحور هستند و هرگونه طرد شدنی را تقصیر خود می دانند.
![]()
نظر شما