این زن پس از حمله صرع، قدرت عجیبی به دست آورده است

برای بسیاری از بیماران، حمله صرع تجربه‌ای هراس‌آور و فراموش‌نشدنی است؛ لحظه‌ای که بدن و ذهن به‌طور ناگهانی از کنترل خارج می‌شوند و زندگی را به دو بخش «پیش از حادثه» و «پس از آن» تقسیم می‌کنند.

اما برای «میشل اسکلار»، زن ۳۲ ساله ساکن نیویورک، این تجربه تنها به ترس و ابهام ختم نشد. آنچه پس از یک حمله صرعی شدید در نوجوانی برای او رخ داد، به پدیده‌ای نادر و غیرعادی انجامید: توانایی پردازش وارونه کلمات در ذهن.

میشل هنوز جزئیات آن روز را با وضوح به یاد دارد. اکتبر ۲۰۱۰ بود؛ تنها یک روز به هفدهمین سالگرد تولدش مانده بود و او خود را برای سخنرانی در مراسمی مدرسه‌ای آماده می‌کرد که ناگهان بیهوش شد. وقتی به هوش آمد، خود را در بیمارستان یافت. پزشکان پس از انجام مجموعه‌ای از آزمایش‌های تخصصی، از جمله نوار مغز و تصویربرداری ام‌آر‌آی، نتوانستند علت مشخصی برای آن حمله پیدا کنند. تشخیص نهایی، «صرع ایدیوپاتیک» بود؛ حمله‌ای بدون منشأ روشن و قابل شناسایی.

اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد. چند روز پس از بستری شدن، میشل متوجه تغییری عجیب در عملکرد ذهنش شد؛ تغییری که در ابتدا او را وحشت‌زده کرد. او دریافت که می‌تواند کلماتی را که می‌شنود، در ذهن خود به‌صورت معکوس بازسازی کند. این توانایی برای او نه تمرینی ذهنی، بلکه فرآیندی خودکار و ناخواسته بود. به‌تدریج، نه‌تنها حرف‌های پزشکان و پرستاران، بلکه ترانه‌هایی که می‌شنید نیز در ذهنش وارونه می‌شدند.

برای دختری که به زبان و واژه‌ها علاقه‌مند بود، این تجربه همزمان هم جذاب بود و هم گیج‌کننده. او بعدها توضیح داد که صبح‌ها گاهی با آهنگ‌های آشنایی از خواب بیدار می‌شد، اما در ذهنش، تمام کلمات آن ترانه‌ها به‌طور کامل برعکس شنیده می‌شدند. پژوهش‌های عصب‌شناختی نشان می‌دهد فعالیت‌های صرعی می‌توانند سامانه‌های زبانی مغز را دستخوش اختلال یا بازآرایی کنند، هرچند موردی مانند تجربه میشل همچنان بسیار نادر و کم‌سابقه است.

او می‌گوید این توانایی به شکلی عمل می‌کند که می‌تواند هر واژه را در یک جمله، مستقل از واژه‌های دیگر، معکوس کند. برای مثال، جمله‌ای ساده مانند «سلام، من میشل هستم» در ذهن او به صورت وارونه بازسازی می‌شود. او حتی برای این شیوه ذهنی نامی اختصاصی انتخاب کرده است: «سدراوکب»؛ واژه‌ای که از معکوس کردن کلمه انگلیسی Backwards ساخته شده است.

 

با این حال، این توانایی محدودیت‌هایی هم دارد. میشل می‌گوید واژه‌های کوتاه و روزمره تقریبا بلافاصله در ذهنش وارونه می‌شوند، اما هرچه کلمات طولانی‌تر و پیچیده‌تر باشند، پردازش آن‌ها زمان بیشتری می‌برد. او با لحنی شوخ‌طبعانه اعتراف می‌کند که هنوز هم از پس وارونه‌سازی برخی واژه‌های بسیار بلند برنمی‌آید.

خانواده و دوستانش، پس از عبور از شگفتی اولیه، این ویژگی را بخشی از شخصیت خاص او دانسته‌اند. حتی این توانایی به نوعی وارد زندگی روزمره‌اش هم شده است. میشل و همسرش گاهی واژه‌های وارونه را در گفت‌وگوهای خانوادگی به کار می‌برند و پسر هفت‌ساله‌اش نیز با افتخار از این «قدرت عجیب» مادرش برای دوستانش صحبت می‌کند.

امروز، میشل این تفاوت عصبی را نه یک نقص، بلکه بخشی منحصربه‌فرد از هویت خود می‌داند. او با انتشار ویدئوهایی در شبکه‌های اجتماعی، تجربه‌اش را با دیگران به اشتراک می‌گذارد و می‌کوشد این پیام را منتقل کند که تفاوت‌های انسانی، هرچند عجیب یا نامعمول، لزوماً مایه شرم نیستند. برای او، آن حمله صرع تنها یک حادثه پزشکی نبود؛ نقطه آغاز زبانی تازه در ذهنش بود، زبانی که هنوز هم برای خودش شگفت‌انگیز و تا حدی ترسناک باقی مانده است.

اخبار مرتبط

منبع: دیروزبان
آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ارسال به دیگران :

نظر شما