کشف ارتباط میان روانپریشی و میکروبیوم روده
پژوهشگران در مطالعهای جدید ارتباطی میان برخی باکتریهای روده و دهان و ویژگیهای شخصیتی مرتبط با روانپریشی پیدا کردهاند.
هرچه بیشتر درباره میکروبیوم روده اطلاعات به دست میآوریم، بیشتر متوجه میشویم که تاثیر آن در شکلگیری ویژگیهای ما تا چه اندازه عمیق است. میدانیم که میکروبهای موجود در بدن ما میتوانند بر احساسات، از جمله واکنش ما به ترس، تاثیر بگذارند؛ اما این تاثیر تا چه اندازه میتواند در تعیین شخصیت ما نقش داشته باشد؟ پژوهشها نشان میدهند که پاسخ احتمالا بسیار گسترده است.
به نقل اسای، در مطالعهای جدید که به صورت پیشانتشار در نشریه منتشر شده، دانشمندان شواهدی یافتهاند که نشان میدهد میکروبیوتا ممکن است حتی بر تجربه و بروز ویژگیهای روانپریشی در افراد تاثیر بگذارد. پژوهشگران ارتباطی میان میزان برخی میکروبهای روده و دهان و ویژگیهای شخصیتی مرتبط با روانپریشی پیدا کردهاند.
البته این یافتهها هنوز داوری همتا نشدهاند، اما پژوهشگران میگویند این نخستین بار است که شواهدی از احتمال نقش میکروبیوتا در شکلگیری ویژگیهای روانپریشی به دست آمده است؛ ویژگیهایی که از نظر زیستی هنوز به خوبی شناخته نشدهاند.
روانپریشی یک ساختار شخصیتی است که ویژگیهایی مانند فقدان همدلی، گرایشهای ضداجتماعی، تکانشگری و خودمحوری را شامل میشود. با این حال، هنوز به طور کامل مشخص نیست که شخصیتهای روانپریش چگونه شکل میگیرند.
میدانیم که افراد دارای ویژگیهای روانپریشی ممکن است در ساختار مغز شباهتهایی با یکدیگر داشته باشند. برخی نواحی و مسیرهای مغزی، از جمله قشر پیشپیشانی، نیز اغلب با این پدیده مرتبط دانسته شدهاند. اما پژوهشگران میگویند احتمالا عوامل دیگری نیز در این میان نقش دارند.
دانشمند زیستپزشکی دانشگاه پورتو در پرتغال و نویسنده اول پژوهش، و همکارانش در مقاله خود توضیح میدهند: اگرچه تغییرات مغزی، به ویژه در قشر پیشپیشانی و نواحی تمپورال-لیمبیک، مستقیما با روانپریشی مرتبط دانسته شدهاند، این تغییرات به تنهایی نمیتوانند توضیحی جامع برای زیستشناسی عصبی رفتار روانپریشانه ارائه کنند.
پژوهشگران فرض کردند که ترکیب میکروبیوتای روده و دهان ممکن است با ویژگیهای شخصیتی روانپریشانه در سطح غیربالینی مرتبط باشد.
محققان در این پژوهش ۲۰۰ فرد بزرگسال سالم را بررسی کردند.
آنها همچنین نمونههای خون، بزاق و مدفوع شرکتکنندگان را مورد بررسی قرار دادند تا ترکیب باکتریهای موجود در بدن و برخی شاخصهای متابولیکی بررسی شود.
زمانی که تنوع میکروبهای روده و دهان هر فرد به صورت جداگانه بررسی شد، ارتباط مشخصی با روانپریشی مشاهده نشد. اما وقتی نتایج شرکتکنندگان با یکدیگر مقایسه شد، تصویر متفاوتی به دست آمد.
بر اساس این مقایسه، فراوانی بیشتر سه نوع مشخص از باکتریها با ویژگیهای روانپریشانه قویتر ارتباط داشت.
با این حال، باید تأکید کرد که هیچکدام از این نتایج رابطه علت و معلولی را ثابت نمیکنندو این پژوهش تنها ارتباطهای مشاهده شده در دادهها را نشان میدهد.
اما اگر فرض کنیم این میکروبها واقعا بر رفتار افراد و تمایل آنها به ویژگیهای روانپریشانه تاثیر میگذارند، این اتفاق چگونه ممکن است رخ دهد؟
پاسخ قطعی برای این پرسش وجود ندارد، اما پژوهشگران به چند احتمال اشاره کردهاند.
یکی از این میکروبها به نام آلیسونلا پیشتر با چندین بیماری انسانی مرتبط دانسته شده است. همچنین احتمال دارد این باکتری با تقویت التهاب در بدن نقش داشته باشد؛ التهابی که با اضطراب و افسردگی ارتباط دارد و شاید بتواند تا حدی نقش احتمالی این باکتری در ویژگیهای روانپریشانه را توضیح دهد.
به همین ترتیب، باکتری پرهووتلا پیشتر با برخی اختلالات عصبیروانی مرتبط دانسته شده و تصور میشود که میتواند بر پردازش عاطفی تاثیر بگذارد.
پژوهشگران همچنین میگویند ارتباط باکتری C. evryensis ممکن است به دلیل نقش احتمالی آن در تولید گاما آمینوبوتیریک اسید باشد؛ یک انتقال دهنده عصبی مهاری که در سامانههای تنظیمکننده کنترل تکانهها نقش دارد.
جالب اینکه یکی از گونههای بررسیشده، ارتباطی معکوس نشان داد و مقادیر بیشتر ترپونما وینسنتی Treponema vincentii در میکروبیوم دهان با شاخصهای پایینتر روانپریشی مرتبط بود. با این حال، پژوهشگران اذعان دارند که هنوز نمیدانند دلیل این ارتباط چیست.
برای درک بهتر اینکه این میکروبهای رودهای چگونه ممکن است در شکلگیری ویژگیهای روانپریشانه نقش داشته باشند، تحقیقات بسیار بیشتری لازم است. با این حال، یافتههای جدید سرنخهای مهمی در اختیار پژوهشگران قرار میدهد که میتوان آنها را در مطالعات آینده دنبال کرد.
این یافتهها همچنین ممکن است در آینده به پزشکان کمک کنند تا افرادی را که دارای تمایلات رفتاری آسیبزا هستند، بهتر شناسایی کنند.
نظر شما