«چتجیپیتی» اعتماد مدیر به کارمند را از بین میبرد!
پژوهش جدید دانشمندان آلمانی نشان میدهد که استفاده از «چتجیپیتی» در محل کار میتواند اعتماد مدیر را به کارمند کمتر کند.
هوش مصنوعی ممکن است کارمندان را سریعتر و کارآمدتر کند اما میتواند بیسروصدا به حرفه آنها آسیب برساند.
به نقل از فیز، یک پژوهش جدید با همکاری دکتر «رومن بریکر»(Roman Briker) از «دانشکده مدیریت اتو بایشایم»(Otto Beisheim School of Management) در آلمان نشان میدهد کارمندانی که از «چتجیپیتی»(ChatGPT) و سایر محصولات هوش مصنوعی استفاده میکنند، ممکن است بهای غیرمنتظرهای را بپردازند. بهای استفاده از هوش مصنوعی برای کارمندان این است که مدیرانشان کمتر به آنها اعتماد میکنند.
این پژوهش نشان میدهد مدیران به کارمندانی که برای انجام کار خود به هوش مصنوعی متکی هستند، اعتماد کمتری دارند؛ حتی زمانی که استفاده از این فناوری به صراحت ممنوع نشده باشد.
پژوهشگران در ۶ آزمایش بررسی کردند که چگونه استفاده کارمندان از مدلهای زبانی بزرگ مانند چتجیپیتی بر اعتماد مدیران و ارزیابیهای حرفهای بعدی آنها تأثیر میگذارد.
در یک آزمایش، از شرکتکنندگانی که به عنوان سرپرست عمل میکردند خواسته شد تا تصمیم بگیرند به گزارش یک کارمند درباره زمان صرفشده برای انجام یک کار اعتماد داشته باشند یا خودشان آن را تأیید کنند. سرپرستان میدانستند که کارمند کار را به طور مستقل انجام داده یا از هوش مصنوعی استفاده کرده است.
نتایج قابل توجه بود. کارمندانی که خودشان کار را انجام میدادند، ۶۸ درصد شانس جلب اعتماد سرپرستان خود را داشتند اما این رقم برای استفاده از هوش مصنوعی تنها ۲۴ درصد بود. نکته مهم این است که سرپرستان کیفیت کار نهایی را ارزیابی نمیکردند.
تصمیمهای آنها براساس دانستن نحوه تولید بود که نشان میدهد استفاده از هوش مصنوعی میتواند بر قضاوت درباره قابل اعتماد بودن یک کارمند تأثیر بگذارد.
پژوهشگران کار انجامشده با کمک هوش مصنوعی را با کاری که از شخص دیگری کپی شده بود نیز مقایسه کردند. اگرچه استفاده از هوش مصنوعی در مقایسه با کار مستقل، اعتماد را کاهش میداد اما همچنان نسبت به سرقت ادبی، مطلوبتر تلقی میشد.
این پیامدها میتوانند بسیار فراتر از روابط روزمره در محل کار باشند. آزمایشهای بیشتر نشان دادند که اعتماد نظارتی کمتر با ارزیابیهای ضعیفتر از عملکرد کارکنان، کاهش درک از مشارکت کارکنان در سازمان و کاهش شایستگی برای ارتقاء مرتبط است.
آیا سیاست شرکت میتواند تصویر را تغییر دهد؟
شاید دلگرمکنندهترین یافته مربوط به نقش خود کارفرمایان باشد. پژوهشگران دریافتند که وقتی سازمانها صراحتاً کارمندان را به استفاده از هوش مصنوعی تشویق میکنند، تأثیر منفی بر اعتماد سرپرستان به طور قابل توجهی کاهش مییابد و دیگر از نظر آماری معنیدار نیست. در مقابل، وقتی استفاده از هوش مصنوعی ممنوع بود یا وقتی هیچ سیاست سازمانی وجود نداشت، سرپرستان به طور قابل توجهی کمتر به کارمندانی که از آن استفاده میکردند اعتماد داشتند.
جالب اینجاست که نه اهمیت وظیفه و نه تجربه شخصی سرپرستان با هوش مصنوعی، هیچکدام به طور مداوم جریمه اعتماد را از بین نبردند.
این یافتهها در آزمایشی که شامل ارزیابی کار واقعی دانشجویان تحصیلات تکمیلی توسط سرپرستان دانشگاهی بود، بیشتر تأیید شد. هرچه دانشجویان به طور گستردهتری از هوش مصنوعی استفاده میکردند، سرپرستان کمتر به آنها اعتماد میکردند.
زنگ خطری برای کارفرمایان
همزمان با ادغام فزاینده هوش مصنوعی در محیطهای کاری، پژوهشگران هشدار میدهند که سازمانها ممکن است با یک معضل روبهرشد روبهرو شوند. کارمندان تشویق میشوند تا فناوریهایی را بپذیرند که بهرهوری را بهبود میبخشند؛ در حالی که همزمان با استفاده از آنها، ریسک قضاوتهای منفی را نیز به جان میخرند.
این تنش حتی میتواند کارمندان را تشویق کند تا استفاده خود را از هوش مصنوعی پنهان کنند و چیزی را به وجود بیاورند که پژوهشگران آن را «هوش مصنوعی سایه» مینامند. این اصطلاح به معنای استفاده فاشنشده از هوش مصنوعی در محل کار است.
یافتهها نشان میدهد که کارفرمایان باید فراتر از فراهم کردن دسترسی صرف به محصولات هوش مصنوعی عمل کنند. سیاستهای سازمانی شفاف که به طور فعال از استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی حمایت میکنند، در کنار آموزش مدیریتی مناسب میتوانند به حفظ اعتماد در محل کار کمک کنند.
برای کارمندان، این پیام به همان اندازه مهم است. مزایای هوش مصنوعی نه تنها به تواناییهای این فناوری، بلکه به نحوه درک مدیران از کاربران آن نیز بستگی دارند.
این پژوهش، پارادوکسی از انقلاب هوش مصنوعی را برجسته میکند؛ همان فناوری که برای بهبود عملکرد ما در شغلهایمان طراحی شده ممکن است باعث شود رئیسها کمتر به ما اعتماد کنند.
نظر شما