هوش مصنوعی شکاف طبقاتی در دنیای علم را عمیقتر میکند
هزینه استفاده از هوش مصنوعی برای دانشمندان تازه کار به یک مشکل تبدیل شده است.
برخی پژوهشگران به ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی تقریبا رایگان دسترسی دارند، اما عدهای دیگر مجبورند هزینه آن را از جیب خود بپردازند یا کلا قید استفاده از این ابزارها را بزنند.
به نقل از ساینس، اوایل سال جاری میلادی، سعد بهاملا، مدیر یک آزمایشگاه بیوفیزیک و مهندسی در دانشگاه کلرادو بولدر، از نزدیک به ۲۴ عضو آزمایشگاه خود نظرسنجی کرد تا بداند از چه ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند و برای آنها چقدر هزینه میپردازند.
پاسخها او را غافلگیر کرد. بهاملا میگوید: متوجه شدم که همه ماهانه چیزی بین ۲۰ تا ۲۰۰ دلار هزینه میکنند. با خودم گفتم: وای خدای من! این شبیه یک مالیات است.
این وضعیت مختص آزمایشگاه او نیست. با پیشرفت هوش مصنوعی و افزایش توانایی آن در انجام فعالیتهای علمی و پژوهشی، دانشمندان بیش از گذشته این فناوری را نه یک امکان جانبی، بلکه ابزاری ضروری میدانند. با این حال، پژوهشگرانی که با نشریه «ساینس» گفتوگو کردهاند، میگویند دسترسی به بهترین ابزارهای هوش مصنوعی در حال حاضر بیش از آنکه به نیاز افراد بستگی داشته باشد، به توانایی مالی آنها وابسته است؛ مسئلهای که به ویژه فشار زیادی بر دانشمندان و پژوهشگران در ابتدای مسیر حرفهایشان وارد میکند. بسیاری از این افراد نیز به دلیل اینکه مطرح کردن چنین موضوعی را نوعی تابو میدانند، تمایلی به صحبت درباره آن ندارند.
در نظرسنجی نشریه «نیچر» که در ماه مارس و با مشارکت بیش از ۱۰ هزار پژوهشگر از سراسر جهان انجام شد، ۴۱ درصد شرکتکنندگان گفتند هزینه ابزار اصلی هوش مصنوعی مورد استفاده خود را شخصا پرداخت میکنند؛ در حالی که تنها ۱۱ درصد اعلام کردند موسسات محل فعالیتشان این هزینه را بر عهده میگیرند.
پژوهشگرانی که بیشترین استفاده را از هوش مصنوعی در تحقیقات خود داشتند، بیشتر از دیگران هزینه این ابزارها را از جیب شخصی پرداخت میکردند. همچنین، کاربران پرمصرف هوش مصنوعی بهطور نامتناسبی در مراحل ابتدایی فعالیت حرفهای خود قرار داشتند.
برخی دانشگاهها قراردادهایی در سطح دانشگاه با شرکتهای هوش مصنوعی منعقد کردهاند تا دسترسی به این ابزارها را برای تمام اعضای دانشگاه فراهم کنند. شرکتهایی مانند اوپنایآی، آنتروپیک و گوگل نیز برنامههایی برای فراهم کردن دسترسی رایگان یا ارزانتر دهها هزار دانشمند به ابزارهای خود دارند.
با این حال، نسخههایی که دانشگاهها در اختیار دانشجویان قرار میدهند، اغلب برای استفادههای سنگین مانند برنامهنویسی یا تحلیل داده محدودیت دارند. از سوی دیگر، مشخص نیست شرکتها تا چه زمانی به ارائه این دسترسیهای رایگان یا تخفیفدار ادامه خواهند داد.
در مورد بهاملا، نتایج نظرسنجی باعث شد از دانشگاه محل فعالیتش درخواست کند هزینه اشتراک ابزارهای هوش مصنوعی مورد نیاز آزمایشگاه را پرداخت کند. اما پاسخ دانشگاه منفی بود؛ چراکه به گفته مسئولان، دانشگاه از قبل ابزارهایی از جمله نسخه آموزشی چت جیپیتی را در اختیار دانشجویان و اعضای هیئت علمی قرار داده بود.
در نهایت، بهاملا تصمیم گرفت هزینه ابزارهای هوش مصنوعی مورد نیاز گروهش را از بودجه شخصی پژوهشی خود تامین کند؛ تصمیمی که سالانه هزاران دلار برای او هزینه دارد.
در دانشگاههای دیگر نیز بسیاری از دانشجویان تحصیلات تکمیلی مجبورند هزینه این ابزارها را شخصا بپردازند.
حریس ریاض، دانشجوی سال آخر دکتری در دانشگاه آریزونا، میگوید اغلب ماهانه ۳۰۰ دلار یا بیشتر برای استفاده از کلود کد متعلق به شرکت آنتروپیک و کدکس متعلق به چت جیپیتی هزینه میکند؛ بهویژه در دورههای فشرده پیش از تحویل پروژهها و رسیدن به مهلتهای تعیینشده.
ریاض که درباره چگونگی جذب و ذخیره دانش توسط مدلهای زبانی بزرگ (LLM) تحقیق میکند، میگوید: تقریبا تمام جنبههای فرایند پژوهش من به استفاده گسترده از ابزارهای هوش مصنوعی وابسته است.
دانشگاه او دسترسی به مدلهای زبانی بزرگ را فراهم کرده است، اما این دسترسی شامل جدیدترین مدلها و همچنین عاملهای هوش مصنوعی (AI Agents) نمیشود؛ ابزارهایی که میتوانند وظایف چندمرحلهای را به صورت مستقل انجام دهند، برای مثال کدنویسی کنند و کدهای نوشته شده را به اجرا درآورند.
ریاض میگوید خوششانس بوده که دورههای کارآموزی در شرکتهای صنعتی به او کمک کردهاند بخشی از این هزینهها را تامین کند. به گفته او، اگر مجبور بود تنها به کمکهزینه تحصیلی خود متکی باشد، این مخارج ضربه مالی قابلتوجهی به او وارد میکرد.
با این حال، او همچنان معتقد است که به جدیدترین ابزارهای هوش مصنوعی نیاز دارد. ریاض میگوید: هیچ حد وسطی وجود ندارد؛ یا باید پولش را بپردازید یا روی مسائل بسیار کوچک و قدیمی کار کنید.
عمر چودری، دانشجوی دکتری دانشگاه لیدز که از هوش مصنوعی در زمینه تشخیص و مراقبتهای پزشکی استفاده میکند، توانسته است اشتراک شخصی خود در سرویس کلود را لغو کند؛ چرا که آزمایشگاه محل فعالیتش به طرح تخفیفی آنتروپیک برای دانشمندان پیوسته است.
این طرح به هر گروه پژوهشی اجازه میدهد تا ۲۵ حساب کاربری رایگان یا با هزینه ماهانه ۱۵ دلار برای استفادههای بیشتر دریافت کند.
از آنجا که تعداد اعضای آزمایشگاه چودری کمتر از ۲۵ نفر است، اعضای گروه متوجه شدند که میتوانند چندین حساب کاربری را به هر نفر اختصاص دهند. او همچنان برای هر حسابی که شخصا استفاده میکند، باید ۱۵ دلار بپردازد، اما این هزینه در مقایسه با اشتراک قبلیاش بسیار کمتر است.
با این وجود، چودری انتظار ندارد این تخفیفها برای همیشه ادامه پیدا کنند. او همچنین ماهانه ۲۰۰ دلار از جیب خود برای اشتراک چت جیپیتی هزینه میکند. چودری میگوید: همه ما میدانیم که این وضعیت موقتی است. بالاخره تمام این قیمتها افزایش پیدا میکنند. حمایت موسسات دانشگاهی نیز همیشه پایدار نیست.
دانشجوی سال آخر دکتری در دانشگاه آریزونا، میگوید اغلب ماهانه ۳۰۰ دلار یا بیشتر برای استفاده از کلود کد متعلق به شرکت آنتروپیک و کدکس متعلق به چت جیپیتی هزینه میکند؛ بهویژه در دورههای فشرده پیش از تحویل پروژهها و رسیدن به مهلتهای تعیینشده
جفری باکوس بخش زیادی از روز خود را به گفتوگو با کلود یا چت جیپیتی میگذراند و اشتراک هر دو ابزار را خریداری کرده است. او دانشجوی سال چهارم دکتری فیزیک نظری ذرات در دانشگاه پرینستون است، اما بیشتر فعالیتهایش را در موسسه مطالعات پیشرفته (IAS) در نزدیکی این دانشگاه انجام میدهد.
باکوس پیشتر ماهانه ۲۰ دلار برای اشتراک چت جیپیتی از جیب خود پرداخت میکرد، اما موسسه مطالعات پیشرفته در جریان یک پروژه سهماهه که به محاسبات سنگین نیاز داشت، هزینه اشتراک گرانتر کلود را که ماهانه ۲۰۰ دلار بود، بر عهده گرفت. با این حال، این حمایت ادامه پیدا نکرد و اکنون باکوس خودش هزینه اشتراک کلود را میپردازد.
او میگوید: این ابزار در حال حاضر برای کاری که انجام میدهم، آنقدر ضروری است که قطعا حاضرم هزینهاش را پرداخت کنم.
دانشگاه پرینستون نیز طبق اطلاعات منتشر شده در وبسایت خود، ابزارهای پیشرفتهتری از هوش مصنوعی را در اختیار دانشجویان تحصیلات تکمیلی قرار میدهد؛ البته به شرط آنکه یکی از اعضای هیئت علمی از آنها حمایت کند. این دانشگاه به درخواست نشریه برای توضیح درباره اینکه چه کسی هزینه این ابزارها را پرداخت میکند، پاسخی نداد.
گاهی اوقات، پژوهشگران جوانی که بیش از دیگران در معرض محروم ماندن از این امکانات قرار دارند، کمترین تمایل را برای بیان مشکلات خود نشان میدهند.
یکی دیگر از دانشجویان دکتری دانشگاه پرینستون که نخواست نامش فاش شود، میگوید: استفاده از هوش مصنوعی چندان مورد استقبال قرار نمیگیرد. دستکم من متوجه شدهام که وقتی افراد اعتراف میکنند برای هر نوع محصول پژوهشی که ارائه میدهند از هوش مصنوعی استفاده کردهاند، نوعی احساس خجالت در آنها وجود دارد.
هزینه دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی و «توکنها» که واحدهای پایه محاسبه و پردازش در این فناوری هستند، این پرسش را مطرح میکند که آیا هزینهها در حال تعیین افرادی هستند که فرصت پیشرفت بیشتری در دنیای علم دارند یا خیر.
ایگور چریکوف، پژوهشگر دانشگاه کالیفرنیا در برکلی که یک نظرسنجی سالانه درباره دانشجویان دانشگاههای پژوهشمحور انجام میدهد، معتقد است این هزینهها میتوانند نابرابری جدیدی در محیطهای علمی ایجاد کنند.
او میگوید: فردی که به این توکنها دسترسی دارد، احتمالا پژوهشگر بهتری خواهد شد؛ نه لزوما به این دلیل که فرد باهوشتری است، بلکه چون به امکانات بیشتری دسترسی دارد.
در کشورهایی که منابع مالی پژوهشی محدودتری دارند، شکاف دسترسی به هوش مصنوعی میتواند بسیار شدیدتر باشد.
جیووانی د آلمیدا والدریگی، دانشجوی دکتری علوم رایانه در دانشگاه ایالتی کامپیناس برزیل، درباره عدالت در الگوریتمهای یادگیری ماشین تحقیق میکند. او ماهانه حدود ۲۰ دلار برای اشتراک کلود میپردازد.
والدریگی میگوید تنها به این دلیل توانایی پرداخت این هزینه را دارد که کمکهزینه تحصیلی او یکی از بالاترین کمکهزینههای موجود در برزیل است.
اما برای دانشجویی که کمکهزینه استاندارد دکتری فدرال این کشور، یعنی ماهانه ۳۱۰۰ رئال (حدود ۶۱۵ دلار) را دریافت میکند، پرداخت هزینه همین اشتراک معادل حدود ۳.۵ درصد از کل درآمد ماهانه خواهد بود. بسیاری از دوستان او نیز به همین دلیل از چنین ابزارهایی استفاده نمیکنند. دسترسی به ابزارهای پیشرفتهتر حتی دشوارتر است.
آنا کلارا زوپی سرپا، دانشجوی دکتری ساکن شهر بلو هوریزونته برزیل که ایمنی مدلهای زبانی بزرگ را آزمایش میکند، ماهانه ۱۰ دلار برای یک سرویس ارزانتر میپردازد که دسترسی به چندین مدل هوش مصنوعی را فراهم میکند. او هر زمان که سهمیه استفادهاش به پایان میرسد، اعتبار بیشتری خریداری میکند.
او میگوید: خیلی دوست دارم اشتراک کیمی یا کلود را داشته باشم، اما در نهایت آنها را بیش از حد گران میبینم.
به گفته او، اشتراکهای پیشرفته این ابزارها که ماهانه ۲۰۰ دلار هزینه دارند، تقریبا به اندازه اجاره ماهانه یک آپارتمان کوچک در نزدیکی دانشگاه هستند.
سرپا میگوید: توانایی پرداخت چنین مبلغی را دارد، اما حاضر نیست آن را هزینه کند. او اضافه میکند: افراد دیگری هم هستند که توانایی پرداخت چنین هزینهای را ندارند و در نتیجه این ابزارها برایشان قابل دسترس نیستند.
والدریگی میگوید: مدتها از ابزارهای رایگان هوش مصنوعی گوگل استفاده میکرد، اما زمانی که دید همکارانش با دسترسی به مدلهای پیشرفتهتر سریعتر پیشرفت میکنند، تصمیم گرفت به ابزارهای پولی روی بیاورد.
او میگوید: تصمیم نگرفتم هزینه اشتراک بدهم، چون از ایده این محصول خوشم میآمد. بیشتر به دلیل فشاری بود که احساس میکردم؛ چون همه از آن استفاده میکنند و تو هم باید از آن استفاده کنی.
والدریگی امسال در جریان یک دوره کارآموزی در آلمان، از اینکه دانشجویان بهطور معمول هزینه اشتراک ابزارهای هوش مصنوعی را شخصا پرداخت میکنند، تعجب کرده بود.
او میگوید: وقتی این تفاوت را دیدم، واقعا شوکه شدم. به نظرم این وضعیت تا حدی ناعادلانه است، چون پژوهش به رقابتی تبدیل میشود که در آن هرکس پول بیشتری دارد، برنده است.
او اشاره میکند که آزمایشگاههای کشورهای مختلف همیشه از نظر تجهیزات و امکانات با یکدیگر تفاوت داشتهاند، اما تفاوت مهم اینجا است که پیشتر دانشگاهها هزینه این تجهیزات را پرداخت میکردند، در حالی که اکنون در مورد هوش مصنوعی، خود پژوهشگران مجبور به پرداخت هزینهها هستند.
والدریگی تنها کسی نیست که از این وضعیت احساس نگرانی میکند. چندین پژوهشگر که هزینه دسترسیشان به هوش مصنوعی عمدتا توسط دیگران پرداخت میشود، به نشریه «ساینس» گفتهاند نگران همکارانی هستند که ممکن است از این امکانات محروم بمانند؛ چه در آزمایشگاه کناری و چه در کشورهای دیگر.
از نظر بهاملا، راه حل این مشکل با گفتوگوی صریح درباره هزینههای هوش مصنوعی آغاز میشود.
آزمایشگاه او اکنون یک کانال اختصاصی برای ابزارهای هوش مصنوعی در پیامرسان اسلک ایجاد کرده است. حتی یکی از پژوهشگران آزمایشگاه نیز یک ربات مبتنی بر هوش مصنوعی ساخته تا به پرسشهای اعضای گروه درباره این ابزارها پاسخ دهد.
بهاملا میگوید: ما بهصورت شفاف درباره تبدیل شدن به گروهی که فعالیتهایش از ابتدا بر پایه هوش مصنوعی شکل گرفته است، گفتوگو میکنیم و این روند را میپذیریم.
با این حال، او معتقد است در بسیاری از موارد، رابطه استادان دانشگاه با دانشجویانشان شبیه رابطه والدین با فرزندانشان است. به گفته او، در موضوع هوش مصنوعی، والدین تا حدی از کارهایی که فرزندانشان انجام میدهند، بیخبر هستند.
نظر شما