فناوری چگونه تصمیم‌های مدیران و آینده کسب‌وکارها را تغییر می‌دهد؟

تحول دیجیتال دیگر پروژه‌ای جانبی نیست که فقط به واحد فناوری اطلاعات سپرده شود. انتخاب زیرساخت، استفاده از داده، پیاده‌سازی هوش مصنوعی و خودکارسازی فرایندها مستقیماً بر هزینه، درآمد و آینده یک کسب‌وکار اثر می‌گذارند. به همین دلیل، مدیران امروز علاوه بر شناخت بازار و منابع انسانی، باید منطق تصمیم‌های فناورانه را نیز درک کنند.

بااین‌حال، خرید جدیدترین ابزار یا پیروی از روندهای فناوری الزاماً به رشد منتهی نمی‌شود. بسیاری از شرکت‌ها هزینه زیادی صرف نرم‌افزار، زیرساخت یا هوش مصنوعی می‌کنند، بدون آنکه مسئله مشخصی برای حل‌کردن داشته باشند. تفاوت اصلی میان سرمایه‌گذاری مؤثر و هزینه اضافی، به کیفیت تصمیم مدیریتی بازمی‌گردد.

فناوری زمانی ارزشمند است که مسئله‌ای واقعی حل کند

در فضای رسانه‌ای، فناوری‌های جدید معمولاً با وعده‌هایی مانند کاهش هزینه، افزایش بهره‌وری و رشد سریع معرفی می‌شوند. اما پیش از انتخاب هر فناوری باید پرسید این ابزار دقیقاً کدام مسئله کسب‌وکار را حل می‌کند.

ممکن است یک شرکت به نرم‌افزار پیشرفته مدیریت ارتباط با مشتری نیاز نداشته باشد و مسئله اصلی آن، تعریف‌نشدن فرایند فروش باشد. کسب‌وکار دیگری شاید زیرساخت ابری تهیه کرده باشد، اما به دلیل معماری نامناسب محصول نتواند از مزایای آن استفاده کند.

هوش مصنوعی نیز تا زمانی که داده کافی، فرایند روشن و معیار سنجش مشخصی وجود نداشته باشد، نمی‌تواند معجزه کند. مدیران باید پیش از سرمایه‌گذاری، هزینه اجرا، آموزش نیروها، نگهداری و سازگاری ابزار با سیستم‌های فعلی را بررسی کنند.

بنابراین، نقطه آغاز تحول دیجیتال انتخاب فناوری نیست؛ بلکه تعریف دقیق مسئله‌ای است که قرار است با فناوری حل شود.

مدیرعامل چقدر باید از فناوری بداند؟

قرار نیست مدیرعامل جای مدیر فنی یا برنامه‌نویس را بگیرد. بااین‌حال، او باید بتواند تأثیر تصمیم‌های فنی بر اقتصاد شرکت را درک کند.

برای مثال، انتخاب میان زیرساخت داخلی و سرویس ابری فقط یک انتخاب فنی نیست. این تصمیم بر هزینه‌های ثابت، امنیت، توان مقیاس‌پذیری و سرعت توسعه محصول اثر می‌گذارد. همچنین توسعه یک قابلیت جدید ممکن است برای تیم فنی جذاب باشد، اما اگر مشتری حاضر به پرداخت هزینه آن نباشد، ارزش تجاری مشخصی ایجاد نمی‌کند.

مدیرعامل باید بتواند درباره هزینه کل مالکیت، ریسک وابستگی به تأمین‌کننده، بازگشت سرمایه و اثر فناوری بر تجربه مشتری سؤال کند. در مقابل، مدیران فنی نیز باید بتوانند محدودیت‌ها و مزایای راهکارهای مختلف را به زبان اقتصادی توضیح دهند.

تحول دیجیتال زمانی موفق‌تر خواهد بود که گفت‌وگوی مشترکی میان مدیریت، فناوری، محصول، بازاریابی و عملیات شکل بگیرد.

تجربه مدیران؛ مکمل گزارش‌ها و آموزش‌های فنی

منابع آموزشی معمولاً درباره بهترین روش‌ها صحبت می‌کنند، اما تجربه مدیران نشان می‌دهد این روش‌ها در شرایط واقعی چگونه تغییر می‌کنند.

ممکن است یک شرکت به دلیل رشد سریع کاربران مجبور شود زیرساخت خود را زودتر از برنامه توسعه دهد. شرکتی دیگر شاید پس از ماه‌ها سرمایه‌گذاری متوجه شود محصول آن مسئله مهمی برای مشتری حل نمی‌کند. بعضی کسب‌وکارها نیز فناوری مناسبی دارند، اما به دلیل ضعف در فروش یا مدل درآمدی نمی‌توانند به رشد پایدار برسند.

شنیدن این تجربه‌ها کمک می‌کند رابطه میان فناوری و سایر اجزای کسب‌وکار بهتر درک شود. مدیران می‌توانند ببینند یک تصمیم فنی در چه شرایطی گرفته شده، چه محدودیت‌هایی وجود داشته و نتیجه تصمیم چگونه اندازه‌گیری شده است.

در پادکست کسب‌وکاری شعاع گفت‌وگوهایی با مدیران عامل، بنیان‌گذاران و فعالان کسب‌وکارهای ایرانی منتشر می‌شود. این گفت‌وگوها مسائل مختلفی مانند ساخت محصول، زیرساخت، رشد، منابع انسانی، تأمین مالی، رگولاتوری و مدیریت شرکت را از دل تجربه‌های واقعی بررسی می‌کنند.

نسخه ویدیویی گفت‌وگوها در کانال یوتیوب شعاع در دسترس است. مخاطبانی که شنیدن نسخه صوتی را ترجیح می‌دهند نیز می‌توانند اپیزودها را از طریق کست‌باکس شعاع دنبال کنند.

هوش مصنوعی؛ ابزار بهره‌وری یا هزینه جدید؟

هوش مصنوعی یکی از مهم‌ترین موضوعات فناوری برای مدیران است. ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی می‌توانند در تحلیل داده، پشتیبانی مشتریان، تولید محتوا، فروش، برنامه‌نویسی و مدیریت عملیات به کار گرفته شوند. اما استفاده از آن‌ها بدون طراحی فرایند مناسب ممکن است تنها یک لایه پیچیدگی جدید به سازمان اضافه کند.

پیش از اجرای یک پروژه هوش مصنوعی، مدیران باید معیار موفقیت را مشخص کنند. آیا هدف کاهش زمان پاسخ‌گویی است؟ آیا باید هزینه اجرای یک فرایند کمتر شود؟ آیا انتظار داریم فروش یا رضایت مشتری افزایش پیدا کند؟

اگر شاخصی برای ارزیابی وجود نداشته باشد، شرکت نمی‌تواند تشخیص دهد استفاده از هوش مصنوعی واقعاً ارزش ایجاد کرده یا فقط به خرید چند ابزار جدید منتهی شده است.

مسائل امنیت و محرمانگی داده نیز اهمیت دارند. هر اطلاعاتی را نباید بدون بررسی در اختیار ابزارهای عمومی قرار داد. سازمان باید بداند داده‌ها کجا ذخیره می‌شوند، چه کسانی به آن‌ها دسترسی دارند و خروجی سیستم چگونه کنترل خواهد شد.

مقیاس‌پذیری فقط افزایش ظرفیت سرور نیست

وقتی درباره رشد یک کسب‌وکار دیجیتال صحبت می‌شود، مقیاس‌پذیری فنی یکی از اولین موضوعاتی است که به ذهن می‌رسد. اما یک شرکت ممکن است زیرساخت قدرتمندی داشته باشد و همچنان برای رشد آماده نباشد.

اگر پشتیبانی مشتری، کنترل مالی، منابع انسانی و عملیات نتوانند با افزایش تعداد کاربران هماهنگ شوند، رشد به کاهش کیفیت خدمات منجر خواهد شد. بنابراین، مقیاس‌پذیری باید در کل سازمان اتفاق بیفتد.

مدیران باید پیش از رشد سریع بررسی کنند کدام بخش شرکت به گلوگاه تبدیل خواهد شد. گاهی پاسخ زیرساخت فنی است، اما در موارد دیگر ممکن است فرایند استخدام، تأمین‌کنندگان یا سیستم پاسخ‌گویی به مشتریان مانع رشد شوند.

فناوری می‌تواند بخشی از این مشکلات را حل کند، ولی ابتدا باید فرایندهای شرکت شناخته و نقاط ضعف آن‌ها مشخص شوند.

چگونه از تجربه یک مدیر یاد بگیریم؟

شنیدن گفت‌وگوی مدیریتی زمانی بیشترین فایده را دارد که مخاطب به‌جای جست‌وجوی نسخه آماده، منطق تصمیم را دنبال کند. می‌توان هر تجربه را با چهار سؤال بررسی کرد:

  1. مسئله اصلی شرکت چه بود؟
  2. مدیر با چه محدودیت‌هایی مواجه بود؟
  3. چه گزینه‌هایی پیش روی او قرار داشت؟
  4. نتیجه تصمیم چگونه اندازه‌گیری شد؟

پس از آن باید تفاوت‌های آن شرکت با کسب‌وکار خود را مشخص کرد. اندازه بازار، بودجه، ساختار تیم و زمان تصمیم ممکن است متفاوت باشند. به همین دلیل، تصمیم موفق یک مدیر را نباید بدون بررسی شرایط تکرار کرد.

آینده متعلق به مدیرانی است که سؤال‌های بهتری می‌پرسند

فناوری به‌سرعت تغییر می‌کند و هیچ مدیری نمی‌تواند همه ابزارها و روندهای جدید را به‌طور کامل دنبال کند. مهارت مهم‌تر، توانایی تشخیص فناوری‌های مرتبط و پرسیدن سؤال‌های درست است.

آیا این ابزار مسئله مهمی را حل می‌کند؟ هزینه واقعی استفاده از آن چقدر است؟ چه ریسک‌هایی ایجاد می‌شود؟ موفقیت پروژه را با چه شاخصی می‌سنجیم؟ و اگر فناوری انتخاب‌شده نتیجه نداد، امکان تغییر مسیر وجود دارد؟

مدیرانی که بتوانند میان ظرفیت فناوری و نیاز واقعی کسب‌وکار ارتباط برقرار کنند، شانس بیشتری برای ساختن سازمان‌های پایدار دارند. آینده فقط متعلق به شرکت‌هایی نیست که زودتر از فناوری‌های جدید استفاده می‌کنند؛ بلکه به کسب‌وکارهایی تعلق دارد که آگاهانه‌تر تصمیم می‌گیرند.

اخبار مرتبط

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ارسال به دیگران :

نظر شما

وب گردی